تبليغاتX
سام آرام

سام آرام


 

یاد دلارهای سفید بخیر!

 

دوروبر خودمان را می‏گویم. همین سمیرم. سمیرمی که فراموش شده بود. دویست سال پیش را نمی‏گویم! صدسال هم زیادِ. بازم نباید پنجاه سال به عقب رفت! کافی است حدود چهل سال برگشت به گذشته! کمتر کسی می‏دانست نوسان دلار آمریکا که نه، حتی کسی توی فکر نرخ‏گذاری ارزش ریال و تومان هم نبود.
آن‏چه بود چشم‏ها بر آسمان دوخته می‏شد تا رحمتی از کرم وجودش بارش کند و سرزمین تشنه سام‏آرام را سیراب سازد. تجارت جهانی در باریدن باران پاییزی و سودهای تبادل ارزی در نازل‏شدن برف زمستانی رؤیاها را سیراب و اشباع می‏ساخت.
بدون این‏که خدایان رحمت خود را از آسمان برچینند، یا آسمان از خدایان بخواهد مهر خود را از بندگان منتظر دریغ دارد، دلارهای سفید رقص‏کنان و پای‏کوبان در فضای آسمان بیکران، هروله‏کنان فرود می‏آمدند و بیابان و کوه‏ها و دره‏ها و سرزمین سام‏آرام را با پوششی از دلارهای سفید پوشش می‏دادند. راستی یاد دلارهای سفید بخیر!

 

محمدعلی سامی | لینک ثابت |

 

خانه سینما را تخته نکنید!

 

متن زیر در ظاهر بازتابی مستقیم از حوزه خانه سینما ندارد، اما با اضافه‏کردن هنر سینما به مجموعه رسانه‏ها می‏توان جنس مطلب را در این خانواده جا داد. نگارنده رضا رشيدپور می‏باشد که از سایت www.tasvirnegaran.com گرفته شده است. منتها عنوان‏گذاری از کاربر وبلاگ می‏باشد.

 

ما ايراني‌ها يك عادت فرهنگي عجيب داريم و براساس آن، دوست داريم ابتدا محصول را برداشت كنيم. سپس در يك برنامه‌ريزي بلندمدت به عمليات كاشت بینديشيم! به عبارت ديگر، بدون تدبير براي پيمودن مسير، [عجولانه به بازخوانی پرداخته و در عین حال آن را هدف می‏پنداریم.][1] متاسفانه اين منطقِ معيوب بر بسياري از حوزه‌هاي فعاليت اجتماعي ـ سياسي ما سايه افكنده است.
ادامه دارد.


[1] ـ جملاتی که داخل [  ] جا داه شده، توسط کاریر وبلاگ اضافه شده یا ویرایش شده است.]



.:: ادامه مطلب
محمدعلی سامی | لینک ثابت |

 

باید دوستش داشت!

 

دوست دختر یا پسر یا همسر یا شوهرت را نمی‏گویم. کسی را می‏گویم که برای رهایی ملت‏های دربند جانش را مقابل گلوله‏های مذاب آتشین سپر ساخت. اگرچه امروزه شیوه مبارزاتی که نسل او برگزید پسندیده نیست بلکه ناپسند و هزینه‏بردار هم به شمار می‏رود، اما هرگونه نقد و انتقادی در قاشق نقادان پیمانه شود باز هم باید دوستش داشت! خوب نگاه‏هشان کنید! کدامش خسرو گل ‏سرخی است؟!

 

محمدعلی سامی | لینک ثابت |

 

روش چرچیلی

 

روش چرچیلی[1]

در کنفرانس تهران، چرچیل[2]، روزولت[3] و استالین[4] بعد از میتینگ‏های پی‏در‏پی، برای خوردن شام آماده شدند.
 کنار میز، یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و نگاهش را از آنان نمی‏گرفت. چرچیل خطاب به همراهانش گفت:
«چطور می‏شه از این خردلِ تند به این سگ داد؟»
 روزولت در حینی که گفت من بلدم، مقداری گوشت برید و کمی خردل به آن مالید و سپس جلو دهان سگ گرفت. آن‎‏گاه شروع به نوچ نوچ کرد. سگ گوشت را بو کرد و شروع به‏خوردن نمود. به‏محضی که دهان سگ به سوز افتاد واکنش سختی نشان داد و پس کشید.
بعد از کمی نوبتِ استالین شد تا خردل را به خورد سگ بدهد. او در حینی که می‏گفت «هیچ‏کاری با زبون خوش پیش نمیره» گردن سگ را گرفت و مقداری از خردل را به‏زور داخل دهان سگ تپاند. اما سگ مقاومت کرد و بعد از کمی تقلا خود را نجات داد.
در طول این مدت، چرچیل هر دوی آن‏ها را زیر نظر داشت. زیرکانه تبسم و نرم‏خنده‏های موذیانه روی صورتش بازی می‏کرد. وقتی نوبتش فرا رسید، آرام  و خون‏سرد بلند شد و گفت: «دوستان! هر دوی شما سخت در اشتباهید! نه با فرمان می‎‏شود خردل را به خورد سگ داد و نه با زور! باید کاری کرد که سگ خودش مجبور شود پیش آید و خردل را بخورد.»
 روزولت پرسید: «چگونه؟!»
 چرچیل در حالی که گفت نگاه کنید! بلند شد و مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید. طولی نکشید که سگ به‏زوزه افتاد و در حینی‌ که از سوزش ایجادشده به‏خود می‏پیچید، شروع به‏خوردن گوشتی که آلوده به خردل بود نمود تا شاید سوزش مقعدش فرو نشیند!


[1] ـ  مطلب از منبعی گرفته شده، منتها علاوه بر نام‏گذاریِ عنوان، مورد ویرایش هم قرار گرفت. [2] ـ نخست‏وزیر انگلس‏تان [3] ـ رییس‏جمهور آمریکا [4] ـ رییس‏جمهور شورویِ سابق

 

محمدعلی سامی | لینک ثابت |

 

خانه سینما

         ذلیل‏‏مرده‏ها چقدر بهتون گفتم این همه خانۀ‏سینما خانۀ‏‏سینما نکنین!

 

محمدعلی سامی | لینک ثابت |
گوناگون




منوی اصلی

صفحه نخست

تماس با ما

BLOGFA.COM

فیس بوک (محمدعلی سامی)


پیوندها

دوستان


عناوین مطالب

آرشیو مطالب






پروفایل محمدعلی سامی